هزاران تئوری در مورد آنچه در ذهن ناخود آگاه است و می تواند انجام وجود دارد. برخی معتقدند آن است که روح "" از شخص ، و به ما انسان ها منحصر به فرد است. ما جدا از این پایین "" حیوانات در این سیاره. دیگران معتقدند که بیشتر آن را می سازد ، ما را در جهان منحصر به فرد است ، اما به نظر من (IMO) ، که 'ثانیه فقط نفسانی ما است.
حقیقت ساده و ساده این است که هیچ کس نمیداند ، و حتی چند مظنون awesome از قدرت ضمیر ناخودآگاه. ما نمی دانیم که می تواند "معالجه" یک فرد ، یا "قتل" است که خود شخص ، در شرایط متفاوت است. ما می دانیم که ممکن است از طریق تجربه زندگی ، تحت تاثیر هیپنوتیزم است ، و / یا تکرار نیمه خوداگاه. ما همینطور می دانیم که پس از آسیب به وقایع سخت زندگی می تواند مشکلاتی را در آینده ایجاد کند ، حتی به ظاهر نامربوط مشکلات ، از جمله آلرژی! چرا و چگونه فقط بخشی از چیزی است که ما نمی دانم است.
ما همینطور می دانیم که به عنوان ذهن فکر می کند ، آن ساطع سیگنال های تولید شده توسط نورونها مختلف در مغز به عنوان حرکت در اطراف ما فکر می کنیم و عمل می کنند. فرکانس های مختلف در زمینه های خاصی هستند ، و بیشتر از این در محدوده قابل شنیدن هستند. این جنبش شده است به نام "سمفونی در مغز" و حتی وجود دارد که با عنوان کتاب ، در مورد این ارکستر مغز "".
ترکیبی از همه این همواره در حال تغییر موج مغزی "یادداشت ها" همواره در حال حاضر ، اگر چه این ارکستر را "" از یادداشتهای مختلف و امواج یادداشت composes طیف کاملی از چیزی است که ما را "صدای رسا". این یادداشت ها را تشکیل می دهند که این امواج بسیار ضعیف است چنان که طول می کشد تا به تجهیزات گران قیمت تقویت امواج مغز چون به اندازه کافی نتیجه ما می توانیم آنها را در EEG Biofeedback ، (نام دیگر Neurofeedback) بالا بردن یک گروه موسیقی از فرکانس ها از جمله (SMR -- 12-14 استفاده از هرتز) و تتا کاهش دیگری (-- 4-8 هرتز) EEG در BF استفاده می شود و در دلیل و برهان اوردن شنوایی سیستم های آموزشی. هر دو سیستم بسیار به حل بسیاری از مشکلات مغز "موثر".
به عنوان یک اطلاعات ضمنی و فرعی را به امواج مغز این ، ما همچنین می دانیم که آنها فقط در نوزادان در اطراف انسان شروع به هفته 24th 26th حاملگی. تا آن زمان ، هیچ امواج مغز حال حاضر وجود دارد. این استدلال های عمومی علیه 3rd سه ماهه سقط شده است. این نظریه تا به روح وارد بدن نوزاد است که آن را به انسان "بودن" در این لحظه ، و تا آن زمان ، آن عبارت است از بدن حیوانات ، و زندگی انسان نیست. این نظریه تا به یکی از سفسطه. حیوانات نشان دادن امواج مغز در زمان های مناسب در حاملگی خود را ، پس شاید به این موضوع هیچ ارتباطی با روح "".
دانشمندان با برچسب این نهاد به عنوان "ناخودآگاه" و یا "ناخودآگاه" ، اما این بخشی از ذهن است و نه از این چیزها می شود. در حال حاضر این بخش از ذهن با توجه به رضایت خاطر ما و برای راحتی ما »مینامم. از آن بهتر خواهد بود با نام "superconscious" ، به عنوان این بخش از ذهن ما این است که واقعی "کنترل" از آنچه هستیم ؛ چه کار می کنیم (و نه انجام) ؛ که ما چگونه به محرک های مختلف زندگی واکنش نشان می دهند ، و غیره نفسانی ما می سازد با ما فکر می کنم ذهن آگاه ما این است که در کنترل از اقدامات ما ، اما به سادگی درست نیست. ذهن خودآگاه ما این است که همواره ناخودآگاه ما کنترل می شود.
تئوری های مختلفی درباره این روح "" قسمتی از ضمیر ناخودآگاه وجود دارد. من می خواهم یکی از یونگ شده است. این theorizes "جهانی" ذهن ، شاید ذهن از تمام زمین ، زمین و یا حتی از خود. تمام این افکار یکی conglomerated موجود در اثر ، متشکل از همه (ناخودآگاه) وجود دارد که ذهن در حال حاضر و یا تاکنون بوده وجود داشته است. شاید این ذهن "جهان شمول" نام دیگری است که برای خدا ، یا طبیعت یا هر چیز دیگری -- نیروی است که عمدتا توسط ما قابل ادراک و فهم انسان است. (می خواستم بدانم چرا این است؟)
مدرکی دال بر خارج از جهان مادی "قدرت" ، و "توانایی های" برخی از افراد "با استعداد" است به سادگی خسته کننده باشد. چه نامیده می شود معجزه (ها) ممکن است تنها یک تظاهر انواع مختلفی از این ذهن بر جهان بود. توماس Sugrue ، نویسنده کتاب زندگی نامه خوب نوشته شده است از ادگار کیسی ، به نام کتاب خود ، "وجود دارد که رودخانه". هیچ سوالی است که کیسی قادر بود به "شیر آب را به" این رودخانه از دانش ناخودآگاه وجود دارد ، حتی اگر او نفهمید که چگونه او آن را انجام داد ، که چگونه آن کار می کرد ، و بیشتر از دانش او در حالی که در "ترنس دریافت کرد". اما ، در بیش از 20،000 نوشته های تشخیص پزشکی ، او هرگز به اثبات رسیده اشتباه است. که تأثیرگذار.
شده اند وجود دارد بسیاری از پیامبران در طول زمان که با دقت foretold آینده علاوه بر کیسی. Nostradamos و بسیاری دیگر ، کتاب مقدس و غیر مذهبی انجام داده اند آنچه ممکن است معجزه توسط قوم کمتر به نام. (خواب هیپنوتیزم معجزه "" را به من بود. خودرو یا هواپیما و یا تلویزیون می شود معجزه را به افراد بدوی.)
بسیاری از قوم hardheaded علمی تمایل به تمسخر در تمام چنین "حکایتی" شواهد ، و حتی حاضر به عنوان چیزی است که آنها نمی توانند نسخه متنی] توسط بینایی ، حس شنوایی ، و یا در اثر چیز دیگری کنیم.
اما ، حتی با hardheads ، شواهد است که که تا ستون بندی سخت را نادیده بگیرد. در زمینه های EEG Biofeedback آموزش و شنوایی های آموزشی ، ما در حال حاضر می دانیم که با تغییر دامنه امواج خاص مغز ، تغییرات بزرگ در چندین جنبه از زندگی بعضی از شخص و شخصیت نیز تغییر کرده است. مقدار عظیمی از تحقیقات بیش از 35 سال گذشته به روشنی نشان داده است که این درمان های ساده می تواند بسیاری از مشکلات مغز "" از قبیل افزودنیهای حل زنجیره اوتیسم ، افسردگی را در تمامی اشکال ، بی خوابی ، صرع ، اعتیاد و حتی اسکیزوفرنی.
سامانه عصبی خودگردان
اگر ما به پذیرفتن مفهوم ذهن "جهانی" ، سپس ما باید در دو قسمت از این ذهن باشد :
بخش کامپیوتر (بنام سیستم عصبی خودمختار و یا آینس). این سیستم کنترل خانه داری "" به طور خودکار عملکردهای.
"جهانی ذهن" (روح؟) بخشی است که در برخی از نوع ارتباط با آن جهان (هر چه یا هر جا که ممکن است).
(می تواند فروید را در مسیر صحیح است؟ آیا به سه قسمت ذهن ، با ارتباط محدود و یا ضعیف بین آنها را؟)
اگر ما در کامپیوتر (آینس) بخش نگاه کنید ، پیدا کنیم که این قیاس بسیار خوب است. اگر ویروس در کامپیوتر میشود ، نمیتوان آن را پیچ کردن برنامه های معمولی است. اگر بد "ideation" میشود به بخش کامپیوتر ذهن انسان ، آن را همچنین می توانید نام برنامه های پیچ طبیعی است. اگر ما گرفتن زباله ها ، به عنوان داده ، سپس ما گرفتن زباله ها را به عنوان رفتار.
اکثر مردم فکر می کنند که کامپیوتر های هوشمند هستند ، اما این حقیقت ساده این است که تمام کامپیوترها آن بسیار گنگ. آنها فقط کار دقیقا همان چیزی است که ما به آنها بگویید که انجام دهید ، و اگر ما آنها را با برنامه اشتباه است ، ما دریافت پاسخ اشتباه است. (ما می خواهید که همیشه آنچه ما می خواهیم که به جای آنچه ما در واقع بپرسید ، اما بدون شک بیشتر خواهد بود حتی خسته کننده.)
باید یک جدایی قطعی میان رایانه (آینس) بخشی از ذهن ناخودآگاه و ذهن جهانی وجود دارد. و ما مجبور به اضافه کردن به هر دوی این نهادها "" عامل فردیت. این مفهوم که بسیاری از دکتر را کاملا نمی دانند که می باشد. آنها آموزش دیده گرفتن قد و وزن و تجویز بر اساس "دوره" از بیمار است. این "ناخالص" اندازه گیری ، که نشانی از فردیت را به حساب نمی کنند ، غالبا اشتباه است.
بیایید از نظر برنامه نویسی کامپیوتر (آینس) برای اولین بار. است جزء ژنتیکی ، متفاوت است که برنامه های اولیه بر این اساس وجود دارد. سپس ، یک "یاد" جزء ، فراهم می کند که متغیر های دیگری نیز وجود دارد. همه این "داده ها" در ترکیب تعیین سلامت خود را در ده ها تن از راه. چه مقدار از مواد مغذی خاص شما ، به عنوان یک نیاز فردی ، چه کمبود از هر نوع به شما به عنوان یک فرد تاثیر گذار باشد. چه پاسخ های ایمنی بدن شما خواهد شد. چگونه است و چگونه خواهد شد ، چه بیماری های شما مسئول را بگیرید ، و غیره.
تئوری Orthomolecular از بیماری 3 تا به شرایط لازم برای بیماری و یا بیمار.
NUTRITIONALLY کمبود یا سمی است. (رژیم غذایی مدرن ما برگ همه ما تا حدودی nutritionally ناقص وجود دارد ، و افراد بسیاری از آنها سمی هستند به علت آلودگی محیط زیست).
استرس است. (در دنیای ما ، چه کسی به استرس وجود ندارد. غارنشین فقط به حال چند واقعی تنش های عاطفی ما رو ببر تیز دندانه دار هر روز.)
استعداد. (تاریخچه خانواده شما چگونه است ، و آنچه را که ذهن ناخود آگاه شما (آینس) یاد گرفته ایم که شما را از طریق زندگی رفته؟)
این نظریه حس برای من ساخته شده اولین بار من از آن شنیده شد. اگر شیمی بدن (تغذیه) صحیح نیست ، سیستم ایمنی نمی توانید کار محفوظ است. اگر استرس حال حاضر ، و سپس بدن نیاز دارد حتی بیش از تغذیه خوب به آن رسیدگی وجود دارد. (مارپیچ رو به پایین در اثر -- استرس باعث کمبود بیشتر ، و بیشتر باعث علائم کمبود بیشتر / بیماری باعث استرس حتی بیشتر.)
بیماری خاص که ممکن است شما را از این استرس تحت تأثیر قرار توسط میل تعیین می شود. یک نفر میشود سردرد مزمن ، ناراحتی های قلبی دیگر میشود ، و دیگری به سرطان میشود. زندگی یک بازی بزرگ با تاس تلخه بارگیری شده است.
بنابراین ، برای تبدیل شدن به clinician Orthomolecular ، من متوجه شد که من مجبور بودم در مورد تغذیه در یادگیری می شود در سطح شیمیایی و بیولوژیکی ندارد. من هم به حال تبدیل شدن به یک متخصص "" در آلرژی و حساسیت ، به عنوان این است عامل بزرگی در استرس است. من خودم در اوایل دهه 80 در بر داشت خواندن 3-6 کتاب هفته ، 3-6 بار با یکی دیگر از کتابخانه ها سفارش در سراسر کشور. به هیچ مدارس و یا دانشگاهها اختصاص داده شده به این علم جدید چند هنوز هم وجود دارد ، و آنچه را تغذیه می باشد آموزش داده می شود که اغلب به اشتباه فقیر.
"Nutritionists" و "dieticians" آیا هنوز در حال تدریس است که چهار پایه مواد غذایی از گروه های "خوب" تغذیه در بسیاری از مدارس. (یک وعده غذایی در McDonalds می توان "خوب" با این اندازه!) دکتر 'sکنید حداکثر یک ساعت در تغذیه (با زمان بسیار کمی در ویتامین ها و مواد معدنی و مکمل های دیگر) در مقایسه با هزار ساعت در فارماکولوژی (استفاده از مواد مخدر). روانشناسان چند دانید (و یا مراقبت) هر چیزی در مورد حساسیت / حساسیت ، بنابراین نمی تواند به طور موثر مقابله با هر یک از مشکلات جدی تر از مغز افزودن / اختلال ، اوتیسم ، بی خوابی ، صرع ، افسردگی ، و اسکیزوفرنی.
هر دو دکتر و دکترا هستند "educationally معلول". حداقل نیمی از آنچه که در مدرسه یاد گرفته است حداقل تا حدی نادرست است ، اما آنها "برنامه ریزی" را به آن دلیل آموزش و پرورش خود را دنبال کنید. اوه خوب بود ، در همان قرون وسطی ، و حتی اخیرا (در تاریخ) ، هر دکتر که خود را به بیماران اخاذی نشده بود به نام قات قات. با نگاهی به تاریخچه پزشکی ، خواهید دید که ؛ ، عملا تمام پیشرفت های عمده ای در علم پزشکی توسط یک دکتر قلابی که معاصرین او خواسته شد انجام شد. هستم افتخار می کنم که به نام صدای اردک شده است. من در شرکت عالی هستم!
نظریه جایگزین ، به موارد فوق این است که به سادگی آینس "بخش کامپیوتر" ذهن جهانی که سرو کار خانه داری "" برای بدن است. این نظریه توسط برخورد متقابل بین این دو سازمان های حمایت شده است. هر دو همدیگر را تحت تاثیر قرار کارآمد به نظر می رسد. ideation بد که در ذهن جهانی قطعا ممکن است خرابی در سیستم ایمنی بدن و ایجاد کنید.
ادراک حسی فوق العاده
در سال 1930 دکتر بانکهای جوزف راین ، روانشناس در دانشگاه دوک ، ایجاد یک مجموعه ای از آزمایش های طراحی شده برای اثبات کرد که "روانی ارتباط افکار با یکدیگر" وجود نداشت. تعجب به او (و ترس) ، او متوجه شد که نه تنها به ارتباط افکار با یکدیگر روانی وجود داشته باشد انجام داد ، ولی تا انجام روشن بینی ، و همه دیگر "غیر ممکن" پدیده های روانی. او این نام به عنوان یک گروه -- اضافه ادراک حسی (اسپانیا). او همچنین اختراع کارت راین برای آزمایش اسپانیا.
در سال 1973 ، من از آزمایش های زیادی با کارت های راین ، و من متوجه شد که خواب هیپنوتیزم قطعا می تواند توانایی اسپانیا در برخی از افراد را بهبود بخشد. من برای خواندن است که راین طی آزمایشهای متعدد است که به روشنی نشان داد هیپنوتیزم انجام داده بود شوکه شد نشد افزایش توانایی اسپانیا. چگونه می توان این اختلاف باشد؟
در سال 1974 ، من دوست داشتنی بود شام را با جو و همسرش لوئیس ، و شب به عنوان مهمان به سر برد. پس از صرف شام و به خوبی به شب ، جو و من استدلال. هیچ کدام از ما می تواند داده های دیگر به اعتباری ، ما هنوز هم اعتبار هر یک از باورهای دیگر ، پس به صحبت می کنند. استدلال ما در بسیاری از رشته دیگر ، و من می دانم که من از او آموختهام ، و امیدواریم که که او را از من به عنوان به خوبی آموخته است.
در سال 1979 ، نوشت : من تز دکترای من. پایان نامه من به پدیدههای هیپنوتیزم در البته. در طی پژوهشی ، من تا حدودی شگفت زده شد برای یافتن چنین نابرابری در نتایج آزمایش حقیقی. Experimenter انجام آزمایش ، کردم و نتایج A. Experimenter ب انجام آزمایش است ، اما نتایج B. کردم این اتفاق افتاده است و بیش از بیش در ادبیات و تاریخ هیپنوتیزم. چگونه می توانم این خواهد شد؟ پس از مستند بسیاری از تفاوت های چنین ، من بالاخره متوجه شدم -- در هیپنوتیزم ، experimenter همواره بخشی از تجربه.
بدیهی شمرده من دو شرایط (که هر دو خیلی خوب به عنوان حقیقت پذیرفته شده) :
بیشترین افراد درحال هیپنوتیزم شده هستند "به شدت مشتاق" لطفا به هیپنوتیزور ، چهره پدر ندارم. این است که چرا یک موضوع خوب انجام خواهد داد احمق است ، حتی زمانی که چیز غیر عادی پرسید.
ارتباط ناخودآگاه بین experimenter و موضوع اجازه می دهد تا به موضوع (حداقل بعضی اوقات) "دانستن" چه نتیجه است "" مورد نظر توسط experimenter.
جو هر دو و من کار کردن با مطالب خوب در اثر تلقین بود ، و این نیز در بالا به طور متوسط توانایی در اسپانیا. من بسیار متاسفم که جو تا پیش از مرگش من متوجه شدم این حقیقت است. او آن را بدست می خواهم ، و از آن لذت می برد. ما هر دو حق داشتند! البته او کردم او را به عنوان داده های منفی و معدن به عنوان کردم مثبت بودند.
فکر می کنم در مورد "دو کور" آزمایش مواد مخدر که توسط تولید کنندگان مواد مخدر استفاده می شود. آیا واقعا "کور". منطق می گوید آن سرد است ، اما postulates در بالا (و واقعیت) می گویند ، چنین نیست. حداقل یک سوم از کل مواد مخدر تولید شده در بازار برای انجام آنچه که از نظر شیمیایی طراحی شده بودند نیست ، اگر چه ممکن است آنها به عنوان دارونما موثر باشد.
"منطقی" ذهن علمی معتقد است که اگر دکتر و بیمار هر دو غافل هستند (آگاهانه) است که مواد مخدر ، و است که دارونما ، و سپس به اصطلاح "دو کور" تست معتبر است. چشم پوشی از آنها در بالا و سادگی را به عنوان داده می شود درست باشد. آن داده ای که قطعا "به خطر بیافتد". من دیده ام بسیاری از که از آن به بعد ، با گرایش به پزشکان گرفتن گرایش به اطلاعات و انتشار آن به عنوان "حقیقت". (منفی مطالعات تغذیه ای در مورد ویتامین ج و ای نمونه ، نخست از "گرایش" آزمایش -- با استفاده از "اشتباه" دوزهای همچنین یک مثال شایع از جهل و تعصب.)
همانطور که جدا جالب است ، وقتی که جو اولین بار منتشر نتایج آماری خود را از او آزمایش های اسپانیا ، ریاضیات خود را به سوالات و توسط گروه بزرگی از روانشناسان در کنوانسیون عمده را محکوم کردند. ماه بعد ، در کنوانسیون برای ریاضیدانان ، حل و فصل آن بود که :
آنها اعتقاد نداشت نتایج چه!
روانشناسان اشتباه آماری در مورد استفاده از او شدند. بود که کاملا درست ریاضی!
که تفکر علمی است؟ خیر ، اما آن را بیش از حد بسیاری از دانشمندان عامی معمولی است که اجازه دهید عقاید خود را غلبه بر حقایق.
دارونما ، پزشکی
یکی دیگر از شگفت انگیز "لم" اثر دارونما بیهوش است. این است که در آن شکر (و یا سایر بی ضرر) قرص داده می شود بیمار است. اگر بیمار اعتقاد دارد ، دکتر ، قرص قند این نسخهها کار میکند و همچنین مواد مخدر واقعی. البته هیپنوتیزم هم می توانند به کار حذف درد ، و برای کمک به شفا. اگر بر این باور ناخودآگاه ذهن ، بیمار میشود و. اگر ذهن ناخودآگاه این باور است که آنها در حال مرگ ، که احتمالا می شوند. این باعث ترس از قدرت تقریبا بیهوش است.
در اورلاندو در 1980 ، یک جراح در بیمارستان یک رکورد که با بیماران وجود داشت شد "متفاوت" از تمام جراحان دیگر. بیماران عمل جراحی داروی مسکن به او در زمان کمتر ؛ آماده بودند تا ترک بیمارستان از روز و یا تا قبل از سایر بیماران پزشکان ؛ بودند و بسیار کمتر به مشکل پرستاران. چه سری بود؟ (و از آن مهمتر ، چرا تمام دکتر های دیگر به اطلاع و استفاده از آن؟)
پس از عمل جراحی ، در حالی که بیمار در بهبودی ، و هنوز هم "احمق" ، او در سال است که به اتاق رفتم ، نشستم برگزار شد ، از سوی بیماران ، و گفت : "نگران نباشید ، این عمل بسیار ساده است ، هیچ گونه مشکل در همه ، و شما در حال حاضر مشغول به خوبی از آن شد تا آسان که شما درد - قاتل بسیار کمی نیاز دارند ، و شما خارج شدن از اینجا در هیچ زمانی ".
بیمار بر این باور است ، و چنان می شود. این سخنرانی یکسان بود ، حتی اگر عمل جراحی واقعی ممکن است از سخت ترین کار خود را. اما ، او کمی سخنرانی پنج دقیقه ای بود به همان اندازه برای بازیابی خود را به عنوان عمل جراحی خوب است.
هر گونه که دکتر بیمار درمان میشود تقویت میشود و رضایت خاطر او معتقد است که درمان بیمار ، او را خدا مانند ساخت. حقیقت این است که هیچ دکتر همیشه کسی cures. اگر او خوب است ، باعث می شود حق تصمیم گیری ، او بیمار کمک کند ، به خود رفع می کند. درمان توسط ذهن ناخودآگاه انجام می شود ؛ دکتر فقط کمک این دکتر "داخلی". به عنوان یک دکتر (دکترا) ، من به بسیاری از بیماران مفید بود و بدون شک کمک به نجات زندگی من چند. من همیشه سعی خودم یادآوری است که عمده اعتبارات مربوط به بیمار است. من فقط کمک. (پزشکان خیلی فکر می کنم در حال حاضر بسیاری از آنها خدا مانند.)
چند دکتر را درک کنند که هیچ بیماری به طور کامل "را از آن" توسط داروی بی هوشی. ذهن آگاه ممکن است ، اما هرگز به ذهن ناخودآگاه است. در یک سمینار هیپنوتیزم ، سالها پیش ، رئیس مجلس ابراز این واقعیت را به مخاطب. در شایعات از سوی برخی از ناباوری دکتر ، او برای هر داوطلب در عمل جراحی بود که مخاطبان خواسته شده بود. یکی از دکتر آمد جلو. وی ، درحال هیپنوتیزم شده بود و بازگرداندن او به در حافظه به آن است که جراحی منتقل شد. او سپس به تکرار در تمام گفتگوها و یا کلمات محاوره ای در طول عملیات خود را خواسته بود. سپس او چنان بود ، و واژه ها خیلی معمولی بودند که در نوع بهره برداری است. دکتر در مخاطبان خراشیده شد ، تا شد او در بیداری.
این ما منجر به نیاز به مراقبت در اتاق عمل. نظر گاه به گاه در مورد بیمار می تواند زندگی را تهدید عواقب داشته باشد. بگذارید با ذکر چند نمونه از نظرات منفی است که حتی ممکن است کشتن بیمار است.
"من فکر نمی کنم این پسر آن را ایجاد کند".
"این زن بیش از حد چربی برای زندگی"
"قلب او بسیار بد"
"کبد او عکاسی است"
بیل کازبی بود روال کمدی که در آن دکتر عامل در یک بیمار بود. در طی عمل ساده ، دکتر گفت : چیزهایی مثل ، "hemostat ،.... frabulator.... dismogle... اوه!". البته این ترس دوزخ خارج از بیمار ، که گفت : "What'd شما می گویم؟ شما گفت : اوه! اوه من می دانم چه معنی می دهد. من جاوا مرگ دارد؟"
چنین نظرات منفی در واقع ممکن است بیمار بکشند. البته فرد است ، اما از نظر اثرات منفی چنین میتوانید انجام دهید تا آسیب بیشتری به بیمار را به عنوان خوبی از آن نظر مثبت جراح بالا کلیک کنید. ما تمایل به فراموش قدرت ضمیر ناخودآگاه ، و پزشکان باید نه. هر کلمه صحبت در اتاق عمل باید به مثبت است.
مثبت فکر کردن و تجسم
'sروانی قدیمی و گفت ،" اگر شما فکر می کنید نمی توانید ، you're حق وجود دارد! "
هر ورزشکار حرفه ای بالا می داند ارزش تفکر مثبت است. و ، او همچنین می داند اثر تفکر منفی است. اگر گلف باز فکر می کند که ، "من به تماشا کردن برای آن پناهگاه در سمت راست" ، او به خوبی می تواند توپ خود را بریدن. گلف باز حرفه ای فقط در مسیر او می خواهد توپ را به رفتن می رسد ، نادیده گرفتن خطرات و visualizes که پرواز. که راه را برای انجام آن است. زبان ویژه در ورزش ، که به نام "گرفتن و ذهن شما را از راه". البته این اشاره ای است به ذهن آگاه. ذهن ناخودآگاه شما می داند تمام جنبش های عضلات برای هر کار از ساعت (سال؟) از عمل مورد نیاز است. فکر کردن را متوقف ، و اجازه دهید ضمیر ناخودآگاه گرفتن. که کلید موفقیت های ورزشی و.
هر کس که مورد مطالعه قرار هیپنوتیزم می داند که تنها مثبت خود اظهارات visualizations مثبت و موثر هستند. چنین عبارات منفی به عنوان : "من نمی خورند به همان اندازه" ، این نهاد منشاء دینی و فکری را به خوردن ذهن داشته باشند. جایگزین عبارت "من احساس کامل" ، به عنوان یک فکر مثبت است. و این ، باید حداقل یک شانس برای انجام آنچه می خواهید انجام دهد.
در زیر فهرستی مطالب بیشتر در رابطه با مقاله فوق از "روانشناسی این رده مقاله".
افراد علاقه مند به ماده فوق : "چه ناخودآگاه ذهن است؟" همچنین در مقالات مرتبط با زیر علاقه مند هستید :
بسیاری از همه نوع چیز وسواس عبارتند از : از شانس بازی ، خرید ، اینترنت ، افراطی و غیر حرفه ها. - courters معرض خطر زیادی هستند عملا در سراسر. وابستگی به مواد مخدر ، الکل وابستگی و ارتباط خود را به بیماری های دیگر نظیر وجود حالات نگران ، نا امید کننده است و خود پرستی وسواسی - actuations وسواس معمولا در رشته های علمی پذیرفته شده است.
مقاله نگاهی به فرایند ارتباطی قدرتمند از تماس با چشم. راهنمایی در مورد آنچه هستند به معنی تماس با چشم وجود دارد ، چه از آن می توانید انجام دهید و نحوه استفاده از آن ارتباط خود را از مردم و خواندن دیگر بهتر است.
مشاوره سریع و تند است که بطور کامل تر شدن اذعان و قدردانی گزینه ها برای درمان بسیاری از نگرانی های روانی خوبی. افسون به ارائه مشاوره برای چند بار دروغ در توانایی آن به پاسخ های بی پایان دادن به مسائل مهم و فوری و طولانی مدت از ثروت و مسائل عاطفی.
در حالی که روانی picturing ساخت تمرینات انسان مرسوم اعتقاد مشاور و چشم انداز نشسته ، در محل کار که شامل مبلمان مطبوع. اگر چه کلاس های آموزش چندین کار را در واقع توزیع های مبتنی بر جنبه های بصری ، ظهور گروه آموزش ساخت تاثیر عمیقی بر این اساسی و بسیار قدیمی ، تصور.
برخی از انسان ها رنج می برد که حملات از خفگی ممکن است دریابید مشاوره دشوار است. ایمان ، هر دو با خود و با استفاده از روش درمان در عادی ، نیاز به درمان مناسب برای حفظ ظاهر ممکن است دشوار به جمع اوری وقتی که تجربه به خصوص پژمان.
مشکلات نوع بشر است که با ترور تجربه ممکن است بطور قابل توجهی از دیدن است در شروع بسیار محتاط عصبی یا panicked افکار و اعتقادات. اغلب اوقات ، مسائل ترور ممکن است با تشریفات مذهبی از روال زندگی روزمره دخالت ، و باعث اختلالات در محل کار ، در دوستی و در طول تجربه انسانی.
مشاوره بیش از تاریخ و زمان آخرین نیست بسیاری از سن بسیار مورد علاقه با تمام کلاس از مردم succumbing به شرایط مختلف می پردازد. شفا با کمک داروهای تجویزی هستند pricey اضافی را به روش های مختلف از مشاوره ، که در مقایسه با در دسترس است. دلیل این است که بر خلاف healings اصلاحی است که در آن به طور منظم یکی از خرید و مصرف قرص ها ، مشاوره می دهد elucidations که برای ابد باقی می ماند.